امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

خاطرات دخترعزیزم آیداوکوچولوی دوست داشتنی امیرمحمد

ختنه دلبندم ومسلمان شدنش

1392/5/4 12:42
نویسنده : مامان محدثه
118 بازدید
اشتراک گذاری

روز نهم تولد امیرمحمد دوباره بچه را پیش دکتر نادری بردیم وتایید کرد دیگر زردی ندارد ومشکلی از نظر ختنه شدن ندارد .

برای ختنه کردن هم زیاد پرس و جو کرده بودم اینکه حلقه ای باشد یا بخیه واینکه به کدام دکتر مراجعه کنیم خلاصه اینکه بعد از تحقیقات زیاد تصمیم این شد که بصورت حلقه ای دکتر نادری ختنه کند روز دهم مامان خودم ورضا با بچه رفتند دکتر ،اینکه پسر نازنینم چقدر درد کشیده خدا می داند اما من ورضا تصمیم داشتیم تا هنوز خیلی کوچولو بود و خاطرات دردناک توی ذهنش نمی ماند این کار را انجام دهیم .

تو پسر صبور ودوست داشتنی با اینکه من خیلی می ترسیدم که بی آرومی کنی اما مردانه درد را تحمل کردی .

آن روز هم خودم باید بخیه هایم را می کشیدم .روز یازدهم هم مامانم به خانه ی خودشان رفت وبه این ترتیب من ماندم وتجربه ای متفاوت از بچه داری.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)